تبليغاتX
زیباترین
زیبا ترین گفته ها

سلام

چطورین خوبین

میدونم دلتون واسم تنگ شده بود مگه نه ؟

اومدم مشهد یه سری به اهل بیت بزنم

دلم واسشون خیلی تنگ شده بود

یه چیزی میگم بین خودمون بمونه از دل تنگی گاهی اوقات گریه هم میکردم

جاتون اصلا خالی نبود چون جایی بود که ارزش نداشت

هیچی امام رضا نمیشه هیچی مشهد نمیشه

خوب چه خبرا؟

شما که خیلی بی مرامین یه سری به من نزندین به جز daisa جونم دمت گرم

نمیدونیم درسامون چقد سخته همش محاسباتی همش سخت همش همش.....

ولی بازم مثل همیشه نمره من 20 میشه میگی نه حالا ببین

چقد خوابگاه دانشجویی بده باید خودتو وفق بدی با یه عالمه سلیقه یه عالمه فکر باید مدیرت کامل رو کارات کنی تازه بعد درس باید بریم سربازی اونجا هم به همین شکل وای وای وای چقد کار ما مردا سخته بعد خانوما درس میخونن اگه خواستن نمیخونن بعد هم ازدواج میکنن بی خیال خرج خونن ولی ما مردا این همه مسئولیت داریم.

تازه هفته پیش که تو آموزس دانشگاه بودم 2 تا از دخترای کلاسمون واساده بودن درباره این که دیشب برام خواستگار اومده بود که پسره اینطوری بود اونطوری بود کلی پسر بیچاررو مسخره میکردن من برگشتم به دخترا گفتم خاک تو سر ما پسرا که میریم خواستگاری این دخترا که بعد بشیم مسخره این چنین دخترا.

بعد جالب میدونین چیه بابام بلند میشه میشینه میگه (تقی دیگه وقتشه باید زن بگیری ) آخه یکی نیست بگه اولا با کدوم ضمانت میشه تو این دوره زمونه ازدواج کرد.

اصلا اینارو ولش کنین از تمام دخترا هم معذرت می خوام حالا چنتا سوال

1-  اول باید عاشق بشی بعد بری خواستگاری یا نه بری خواستگاری بعد عاشق بشی؟

2-  بعد یار زندگی که می خوای انتخاب کنی باید مکمل هم باشند یا نه مثل هم باشن سلیقه هاشون فکراشون علایقشون؟

اینارو حتما جواب بدین ممنونتئن میشم

منتظرم

فعلا قوربون تک تکتون

بای

نگارش در تاريخ دوشنبه هفتم دی 1388 توسط تقی |
سلام به گلای خودم

چطورین

کلی معذرت که نمیام بهتون سر بزنم

سرم کلی شلوغه

تورو خدا ببخشین منو

مرسی که بخشیدین

چه فبرا

خوبین؟

ما که در شهر قربت کاری نداریم جوز قصه ندیدن خانواده

من مامانمو میخوام

مامانننننننننننننننن

نگین بچه ننما

دلم تنگیده

شده عنقد

خوب گلا باز میرم تا یک ساله دیگه

فعلا بای

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط تقی |
سلام دلبرای خودم

آقاهه

خانومه

من دارم بازم میرما

موراقبه خودتون باشینا

اگه این کافی نت دانشگامونم باز بشه حتما بهتون سر میزنم از نوع شدیدش

فعلا که کاری ندارین من میرم

فدای تک تکتون

اونا که محرمن یه بوسه آب دار

اونا که نا محرمن از دور میبوسمتون

راستی قره یادتون نرها

اگه یاد نداری یاد بگیر نصفتنا

بای بای

نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388 توسط تقی |
سلام

سلام سلام

سلام سلام سلام

اصلا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سلام

گفبم تو این مدتی که هستم زیاد بیام

برا همین تو ۵ روز ۲ پست گذاشتم

وایییییییییییییییییییییییییی

اینم ۸ تا جکه بامزه بی مزه که شماها بخندین

ویه کوچولو هم قر بدین

نه یه کوچولو هم نه یه عالمه

حالا ۱    ۲    ۳  قرش بده

اهان قرش بده

ندی منمو تو و اون لپات که میکنمشون

 

1.ترکه زن ژاپني ميگيره هر پنج دقيقه بهش ميگه خوب خوابت مياد برو بگير

بخواب….!

....................................
2.ت
رکه ميره کلانتري ميگه جناب سروان طوطي من گم شده… افسره ميگه خوب

حالا ما چکار کنيم برات؟ ترکه ميگه هيچي، فقط ميخواستم بگم هر فحشي که به


آخوندا ميده نظر شخصي خودشه

....................................
3.
چرخه زندگي مرد ها… در بچگي، مامان ذليل… جووني، دوست دختر

ذليل…ميان سالي، زن ذليل….پيري، فرزند ذليل… بعد از مرگ، ذليل


مرده

....................................
4.
ترکه کارخانه عمامه سازي مي زنه بعد از يک هفته پلمپش مي کنند.بهش مي

گن:تو کارت خوب بود جيکار کردي پلمپش کردند؟مي رن تحقيق مي کنند مي بينند


روي عمامه ها آرم نايک مي زده

....................................
5.
ترکه تو کليسا
نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه
مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من
همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز
ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت کمکم کن! ترکه از
پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم

....................................
6.
ترکه ميره تو
خواربار فروشي ميگه: نيم کيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما
ترکين‌؟ ميگه: از کجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. ترکه با خودش ميگه: من
بايد اين لهجمو درست کنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره
همون جا ميگه: آقا نيم کيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما ترکين؟
ميگه: اِاِا... از کجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي
آخه اينجا پنج ساله که بانک شده
....................................
7.
ديوانه اولي: من وقتي رو کله ام واميستم خون توي سرم جمع ميشه، ولي وقتي
روي پاهام واميستم، خون تو پاهم جمع نمي شه، مي دوني چرا اينجوريه؟


ديوانه دومي: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالي نيستند!

...................................
8.
غضنفر تو کيوسک تلفن بوده، بيرون که مياد ازش مي‌پرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره !

....................................................................

راستی اینم یه وبلاگه گله که منو به عضویت خودشون قبول کردن

لطفا به اینجا هم بیاین

اگه نیاین میکنما اون لپاتو

!دختر....پسر....جنگ ممنوع

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط تقی |
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبیییییییییییییییییییین/

خدارو شکر

بازم اومدم دوباره

به کسی نگینا فرار کردم اومدم مشهد

امام رضا چقد دوست دارم

خدا جون مرسی

آقا

خاونم

چقد این اصفهانیا خسیسن

میگفتن من باور نمیکردم

ولی خیلی خسیسن

ولی شما ها از اونا خسیس ترینی یه کامنتم نزاشتین

ای بی معرفتا

یادم باشه کلی لپاتونو بکشم

راستی یه تصمیم اساسی گرفتم

میخوام شاد بشم

برقصم

قر بدم

و به یاده عشقم بمونم

تا آخر عمر

مثال عشق شهریارو که شنیدین همون

میمونم پاش تا ته ته ته عمر

من تا 26 همین ماه  مشهدم

هر روزم میام

اگه نیایین سر بزنین لپاتون تو جیبه منه ها

فعلا بای

راستی این یکی از دوستانمونه که چیزای جالبی تو وبلاگشه

البته کسایی برن که شور ازدواج کردن دارن یهنی 18-  نره

الهی گاهی نگاهی پناهی

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط تقی |
درباره وبلاگ

سلام
خوفین که ایشالا
من تقی بچه تپل مپل یه زمونی عاشق سوخته بودم اما حالا دیگه نمیخوام باشم
دیگه نوبته شادیه
برا همین وبلاگمو 180 درجه چرخوندمش
که شده این ایشالا ازش خوشت باید
این عکس جمعیه منو دوستامه به نظرتون من کدومم ؟
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
love


قالب وبلاگ