تبليغاتX
زیباترین
زیبا ترین گفته ها
سلام دلبرای خودم

آقاهه

خانومه

من دارم بازم میرما

موراقبه خودتون باشینا

اگه این کافی نت دانشگامونم باز بشه حتما بهتون سر میزنم از نوع شدیدش

فعلا که کاری ندارین من میرم

فدای تک تکتون

اونا که محرمن یه بوسه آب دار

اونا که نا محرمن از دور میبوسمتون

راستی قره یادتون نرها

اگه یاد نداری یاد بگیر نصفتنا

بای بای

نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388 توسط تقی |
سلام

سلام سلام

سلام سلام سلام

اصلا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سلام

گفبم تو این مدتی که هستم زیاد بیام

برا همین تو ۵ روز ۲ پست گذاشتم

وایییییییییییییییییییییییییی

اینم ۸ تا جکه بامزه بی مزه که شماها بخندین

ویه کوچولو هم قر بدین

نه یه کوچولو هم نه یه عالمه

حالا ۱    ۲    ۳  قرش بده

اهان قرش بده

ندی منمو تو و اون لپات که میکنمشون

 

1.ترکه زن ژاپني ميگيره هر پنج دقيقه بهش ميگه خوب خوابت مياد برو بگير

بخواب….!

....................................
2.ت
رکه ميره کلانتري ميگه جناب سروان طوطي من گم شده… افسره ميگه خوب

حالا ما چکار کنيم برات؟ ترکه ميگه هيچي، فقط ميخواستم بگم هر فحشي که به


آخوندا ميده نظر شخصي خودشه

....................................
3.
چرخه زندگي مرد ها… در بچگي، مامان ذليل… جووني، دوست دختر

ذليل…ميان سالي، زن ذليل….پيري، فرزند ذليل… بعد از مرگ، ذليل


مرده

....................................
4.
ترکه کارخانه عمامه سازي مي زنه بعد از يک هفته پلمپش مي کنند.بهش مي

گن:تو کارت خوب بود جيکار کردي پلمپش کردند؟مي رن تحقيق مي کنند مي بينند


روي عمامه ها آرم نايک مي زده

....................................
5.
ترکه تو کليسا
نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه
مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من
همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز
ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت کمکم کن! ترکه از
پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم

....................................
6.
ترکه ميره تو
خواربار فروشي ميگه: نيم کيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما
ترکين‌؟ ميگه: از کجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. ترکه با خودش ميگه: من
بايد اين لهجمو درست کنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره
همون جا ميگه: آقا نيم کيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما ترکين؟
ميگه: اِاِا... از کجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي
آخه اينجا پنج ساله که بانک شده
....................................
7.
ديوانه اولي: من وقتي رو کله ام واميستم خون توي سرم جمع ميشه، ولي وقتي
روي پاهام واميستم، خون تو پاهم جمع نمي شه، مي دوني چرا اينجوريه؟


ديوانه دومي: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالي نيستند!

...................................
8.
غضنفر تو کيوسک تلفن بوده، بيرون که مياد ازش مي‌پرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره !

....................................................................

راستی اینم یه وبلاگه گله که منو به عضویت خودشون قبول کردن

لطفا به اینجا هم بیاین

اگه نیاین میکنما اون لپاتو

!دختر....پسر....جنگ ممنوع

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط تقی |
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبیییییییییییییییییییین/

خدارو شکر

بازم اومدم دوباره

به کسی نگینا فرار کردم اومدم مشهد

امام رضا چقد دوست دارم

خدا جون مرسی

آقا

خاونم

چقد این اصفهانیا خسیسن

میگفتن من باور نمیکردم

ولی خیلی خسیسن

ولی شما ها از اونا خسیس ترینی یه کامنتم نزاشتین

ای بی معرفتا

یادم باشه کلی لپاتونو بکشم

راستی یه تصمیم اساسی گرفتم

میخوام شاد بشم

برقصم

قر بدم

و به یاده عشقم بمونم

تا آخر عمر

مثال عشق شهریارو که شنیدین همون

میمونم پاش تا ته ته ته عمر

من تا 26 همین ماه  مشهدم

هر روزم میام

اگه نیایین سر بزنین لپاتون تو جیبه منه ها

فعلا بای

راستی این یکی از دوستانمونه که چیزای جالبی تو وبلاگشه

البته کسایی برن که شور ازدواج کردن دارن یهنی 18-  نره

الهی گاهی نگاهی پناهی

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط تقی |

سلام آقا

سلام خانومی

سلام نی نی جونم

سلام به تویی که میایی به وبلاگم

اون روزی که سلام دادم میدونستم باید یه روز بگم بای بی

الانم نیومدم بگم بای

ولی دانشگاه یه شهره دیگه قبول شدم دارم میام

شهرشم سکرته

فضولا خواستن بدونن بپورسم تا بگم؟

سه تا چیز

اولی خنده

دومی قر

سومی نازه اخرش

یادتون نره اونم به خاطر من کم عرضش

همیشه شاد باش اونم به خاطر منه بی عرضش

تویی که از دسته من دلگیر نباش جونه من خودت میدونی کی هستی باشی اون لپاتو میکنم

میرم 2 سال دیگه مهندسیمو میگیرمو بر میگردم

مگه خاک اصفهان مارو پاگیر کنه و ازدواج مزدواجو دلو  دلدلدنو  دیگه ................

ای وای من که لو دادم کجا (لوس بود مگه نه)

من تا جمعه ظهر هستم با نظرتون کلی خوشحال میشم

فقط یه چیز نمیدونم با این دل که تنگ میشه چه کنم

خوشجله مواظب لپات باش که نکشمشون

دوستون دارم زیادددددد

فراموشمم نکونین زیاااااااااااد

میکشمتون اگه از یادم ببرینا

بااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط تقی |

سلام سلام سلام

چطور مطورین؟

خوبین ؟  (اگه میکی بله خوب خدارو شکر . اگه میگی نه بازم خدارو شکر . اگه میگی به تو چه خوب حرفت حقه جوابی ندارم ! )

اومدم بعد مدتها با کلی خنده شادی قر

که اگه قرش ندی با من طرفی یالا

و خدایی نکرده اگه قرش ندی کتکه از اون کتکا

و حالا یه چنتا جوک بی مزه

اولی

  به غضنفر می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست. میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت. میگه دیار باقی دیگه کجاست؟ می گن یعنی دار فانی را وداع گفت. میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟ می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست. میگه منظورتون رو نمی فهمم. می گن الاغ! بابای خرت مرد میگه: خر من که بابا نداشت!

دومی

غضنفر میره پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.غضنفر میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.غضنفر به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم

سومی

غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!! ( با تشکر از k1 )

چهارمی

يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند حیف نان داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره

پنجمی

غضنفر ميخواسته آتش نشان بشه توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه كار ميكني؟ غضنفر ميگه: هيچي تيمّم مي كنيم..

دیگه تموم شد حالا هم باید بخندی هم باید قرش بدی

وای به حالت اگه ندی اون وقت منم. تو ... .

با عرض معذرت از غضنفر و این ژاپنی بدبخت

فعلا با اجازه همه

بای بی بو با

/*]]-->
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط تقی |
درباره وبلاگ

سلام
خوفین که ایشالا
من تقی بچه تپل مپل یه زمونی عاشق سوخته بودم اما حالا دیگه نمیخوام باشم
دیگه نوبته شادیه
برا همین وبلاگمو 180 درجه چرخوندمش
که شده این ایشالا ازش خوشت باید
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
love


قالب وبلاگ